مالک بن اوس که تابعی بود می گوید وی دینار طلا داشت و می خواست آن را با درهم نقره عوض کند، طلحه بن عبیدالله رضی الله عنه به او گفت: دینارهایت را به ما بده تا آنها را ببینم! پس از آن که تصمیم به خرید گرفت، به او گفت: هرگاه غلامم آمد بیایید که درهم های نقره را به شما بدهم، عمر رضی الله عنه در مجلس حاضر بود و این نوع معامله را نپذیرفت، به طلحه قسم داد که نقره را الآن بدهد، و یا طلاهای را که گرفته به او برگرداند، و سبب آن را بیان نمود که رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده اند که فروش نقره به طلا و یا بالعکس، باید جنس مقابل همان زمان بدست گرفته شود وگرنه آن معامله، ربای حرام، و بیع باطل است، طلا به نقره و نقره به طلا فروخته نمی شود، مگر دست به دست و تملک صورت گیرد، و گندم با گندم، آرد با آرد، جو با جو، خرما با خرما فروخته نمی شود، مگر مثل به مثل، وزن به وزن، پیمانه به پیمانه، دست به دست، و چیزی از آن عاجل به آجل فروش نمی شود، و از هم جدا شدن قبل از تملک (تصرف) جايز نيست.