اگر مسلمانی بخواهد کاری را انجام دهد ولی وجه درست آن را نداند، برای او مشروع است نماز استخاره بخواند، و پیامبر صلی الله علیه وسلم به اصحابش این نماز را چنان می آموخت، همانطوری که سوره ای از قرآن را به آنان می آموخت، پس دو رکعت نماز غیر از نماز فرض را بجا می آورد، و بعد از آن به الله متعال دعا نموده و می گوید: «الهی من از تو خیر میخواهم» با طلب توفیق در خیر هر دو كار، و از تو میخواهم «به علم گستردهات» که همه چیز را فرا گرفته است، «و من قدرتت را میطلبم» تا این که توانمندم کنی چون هیچ قدرتی و نیرویی جز به وسیله ی تو ندارم، «به توانایی» نافذه ای تو که هیچ چیز بر آن غالب نمی شود، «و از فضل» و احسان «بزرگ» ووسیع تو می خواهم؛ چون عطای تو احسان است از جانب شما، و هیچ کس بر شما حق نعمتی را ندارد؛ «تو بر هر چیزی توانا هستی» در حالی که من ضعیف و درمانده هستم «و من نمی توانم» جز به یاری تو کاری کنم، «و تو می دانی» با علم جامع خود که بر ظاهر و نهان، خیر و شر احاطه دارد، «و من نمی دانم مگر به توفیق و هدایت تو»، « بر امور غیبی علم کامل داری» زیرا تو دارای علم مطلق و قدرت نافذه هستی، و هیچ کس از آن چیزی نمی داند جز آنچه که تو توانایی آن را برایش بخشیده ایید. سپس مسلمان به پروردگارش دعا می کند، و حاجت خود را یاد نموده و می گوید: «الهی من کارم را به تو سپردم، پس اگر بدانی به علم تو که این امر «و حاجتش را نام می برد»، مثل خریدن این خانه یا خریدن این ماشین، یا ازدواج با این زن یا هر چیز دیگر... اگر این کار با علمی ازلی که داری «خیر در دینم باشد» که نگه دارنده ی من از بدی هاست، «و زندگانی ام» در دنیایم، «و عاقبت کارم» و هر آنچه که امورم به آن منتهی می شود، و یا گفت: «عاجل و یا آجل کارم» در دنیا و آخرت باشد؛ «آن را برایم مقدر»، مهیا، و آسان گردان، «و آسان کن»، «سپس برکت ده» و خوبی ها را در آن برایم زیاد کن، و یا الله اگر تو می دانی که این کاری که در آن استخاره نموده ام شر دین و زندگی و پایان کارم باشد، - و یا گفت عاجل و یا غیر عاجل کارم - آن را از من دور کن و مرا از آن دور گردان، و هر جا که خیر باشد آن را برای من مقدر کن» و با همه قضا و فیصله تو که آن را می پسندم و یا نمی پسندم مرا به آن راضی کن.